الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

449

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

قواعد الاحكام شهيد اوّل و دوم ، شيخ بهائى ، سيّد در رياض المسائل ، سيّد عاملى در مفتاح الكرامه ، نراقى در مستند الشيعة ، شيخ كنى در قضاء ، ابو حنيفه ، ابن قدامه و ابن يحيى در عيون الازهار است . از سوى برخى ديگر از فقيهان اين فتوا صادر شده كه قاضى در صورت سكوت مدّعى عليه ، عمل او را نكول قرار داده ، موجب ردّ قسم به مدّعى مىشمارد . اين فتوا از جانب شيخ طوسى در مبسوط ، ابن برّاج ، ابن ادريس در سرائر ، فاضل هندى در كشف اللثام و امام خمينى در تحرير الوسيله مطرح شده است . و گروهى ديگر از فقيهان در اين مورد حكم به تخيير قاضى بين حبس و رد نموده‌اند ؛ همان گونه كه آية اللّه خوانسارى در جامع المدارك چنين نظر داده است و همين فتواى شهيد اوّل و دوم در لمعة الدمشقيه و روضة البهيّه است . آراى فقيهان شيعه ( قائلان به حبس ) 1 . شيخ مفيد : اگر يكى از طرفين دعوا ، ادّعايى عليه ديگرى مطرح كرد و او سكوت نمود و آن‌گاه قاضى از او پرسيد و او پاسخى نداد ، احوال او مورد بررسى قرار مىگيرد ، اگر ناشنوا يا لال بود در سكوتش معذور است و قاضى به شكل مناسب دعوا را به او تفهيم مىكند . . . و اگر سالم بود و تنها تجاهل مىكرد و عمدا سكوت مىنمود ، قاضى دستور حبس او را صادر مىكند تا اقرار كند و يا منكر شود ، مگر اينكه طرف مقابل از حقّ خود بر او گذشت كند . « 1 » 2 . ابن جنيد ( بنابر آنچه در مختلف الشيعة نقل شده است ) : اگر مدّعى عليه در پاسخ سؤالى كه از او مىشود سكوت كند و قاضى هم از قبل گويا بودن او را نشناسد ، كمى به او مهلت مىدهد و بعد دوباره راجع به ادّعايى كه عليه او مطرح شده مىپرسد . اگر بازهم خوددارى ورزيد و مدّعى گفت كه به واسطهء سكوت قصد تمرّد دارد ، قاضى وى را سوگند مىدهد و كسى را وادار مىنمايد كه در گوش او با صداى بلند ندا بدهد و آن چه را عليه او مطرح شده برايش بازگويد و سپس ادلّه‌اى را كه بر مبناى آن عليه او حكم خواهد شد براى او بيان كند و نتيجهء انكار او و يا جرح بينهء طرف مقابل را توضيح دهد . پس اگر به دفاع از خود برخاست به او مهلت كمى مىدهد ، سپس با او به همان گونه رفتار مىكند ؛ پس اگر به دفاع

--> ( 1 ) . مقنعه ، ص 725 .